ناصر خسرو

2

خوان الإخوان ( فارسى )

در همسايگى او ما را جاى دهد ، جايى كه جايگير آن بدان از بند جسد و زندان طبيعت برهد . و پس ازو درودى پاك از غش و خيانت اندر لباس ديانت و حليت صيانت بر مغرب نور يزدان و بخشش كن دركات نيران و درجات جنان ، خداوند بيان و برهان ، و دستگير راه جوى ، و كتاب سخنگوى ، مر حكماء را حكيم ، و مطيعان را نعيم و عاصيان را جحيم و او خود مسكين ايستاده اندر دين بجاى يتيم ( اعنى على مرتضى ) و بر فرزندان او بار خدايان خلق هر يك اندر روزگار خويش ، و عالم را از ايشان خالى نه از پس و پيش ، و درود اميدوار بر هر يك ازيشان ، پس يكديگر تا روز محشر بر ميعاد ايزد دادگر . آغاز كتاب اى خداوندان گوشهاى شنوا ! داد شنوايى كه شما را داده‌اند بدهيد بشنودن سخن حق ، و اى نگرندگان چشم روشن ! بنگريد سوى آفرينش خويش و سوى تركيب عالم ، و اى هوشياران ! اندر يابيد معنى پادشاهى خويش بر ديگر جانوران ، و بدانيد كه هر كه داد گوش بشنودن و داد چشم بنگريستن و داد دل بدانستن ندهد ستمكار باشد ، قوله : « وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ . » و چون مر خويشتن را از شنوايى اندر پادشاهى همىيابيد كه شما را اندر بدست آوردن آن توانايى نبود ، بدانيد كه شما را اين پادشاهى از بهر آن دادند كه شما را بدان حاجت بود ، و چون مر جانورى را كه شنوا نيست اندرين زندگانى ندادند ، پس ضايع مكنيد مرين هديهء عظيم را و فائدهء خويش از آن برگيريد بشنودن آنچ شما آن ندانيد ، و چون از بينايى شما را بهره‌مند كردند بىخواست شما تا بدين بينايى بميانجى نور آفتاب جسمانى از چاههاى هلاك دنياوى حذر كرديد ، از آنچ اندر زير ديدنها پوشيده است بميانجى آفتاب روحانى از عذاب جاويدى حذر كنيد ،